-
۱۴ آبان ۹۸ ، ۰۰:۰۱ نکته ها و قصه ها ۰ نظر
روزی دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد. او یک آکواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشهاى در وسط آکواریوم آن را به دو بخش تقسیم کرد.
در یک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمىداد.
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد ولى هر بار با دیوار نامرئی که وجود داشت برخورد مىکرد، همان دیوار شیشهاى که او را از غذاى مورد علاقهاش جدا مىکرد…
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواریوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غیر ممکن است!
در پایان، دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت.. ولى دیگر هیچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آنسوى آکواریوم نیز نرفت !!!
میدانید چـــــرا ؟
دیوار شیشهاى دیگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سختتر و بلندتر مىنمود و آن دیوار، دیوار بلند باور خود بود ! باوری از جنس محدودیت ! باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور ! باوری از ناتوانی خویش
-
۰۶ آبان ۹۸ ، ۰۵:۴۹ شرکتهای بزرگ دنیا ۰ نظر
فیسبوک (Facebook) یک سرویس شبکه اجتماعی برخط است که در ۴ فوریه سال ۲۰۰۴ میلادی توسط مارک زاکربرگ و دوستانش ادواردو سورین، اندرو مککالم، داستین موسکوویتز و کریس هیوز در دانشگاه هاروارد به وجود آمد. در ابتدا نامنویسی در این وبگاه به دانشجویان دانشگاه هاروارد محدود بود. اما با گذشت زمان درِ آن برای دانشگاههای شهر بوستون، آیوی لیگ و دانشگاه استنفورد نیز گشودهشد. پس از افزودهشدن دانشگاههای مختلف و دبیرستانها به لیست مجاز عضویت در فیسبوک، عضویت در آن به تدریج در دسترس تمامی افراد بالای ۱۳ سال در سراسر دنیا قرار گرفت.
کاربران برای بهرهگیری کامل از فیسبوک باید در آن نامنویسی کنند. پس از نامنویسی، امکان ایجاد نمایه شخصی، افزودن دیگر کاربران به فهرست دوستان، فرستادن و دریافت پیام و دریافت آگاهسازی از تغییرات دوستان خود فراهم میشود. علاوه بر این موارد، پیوستن به گروههای مورد علاقه، یافتن همکاران، همکلاسیها، پسندیدن پستها، بیان دیدگاه و دستهبندی دوستان از امکانات دیگر این سیستم است. در ماه سپتامبر سال ۲۰۱۲ میلادی تعداد اعضای این وبگاه از مرز ۱ میلیارد نفر گذشت. که به گفته خود فیسبوک ۸/۷٪ آنها کاربران جعلی هستند. وبگاه فیسبوک سالیانه ۱۸۰ پتابایت (معادل نیم پتابایت در روز) اطلاعات در سرورهای خود ذخیره میکند. این وبگاه به ۱۴۰ زبان دنیا قابل دسترس بوده و ۷۰ درصد از کاربران آن در خارج از ایالات متحده هستند.
فیسبوک در حال حاضر بزرگترین شبکه اجتماعی دنیا با ۲ میلیارد کاربر فعال است.
گونه شرکت سهامی عام
نماد شرکت نزدک: FB
بنانهاده ۴ فوریه، ۲۰۰۴
(۱۳ سال پیش)
دفاتر مرکزی منلو پارک، کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا
منطقهٔ در خدمت ایالات متحده آمریکا (۲۰۰۴ تا ۲۰۰۵)
سراسر جهان (۲۰۰۵ تا کنون)
بنیانگذار(ها)
مارک زاکربرگ
ادواردو سورین
اندرو مککالم
داستین موسکوویتز
کریس هیوز
افراد کلیدی مارک زاکربرگ
(رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل اجرایی)
شریل سندبرگ
(مدیر عملیات)
صنعت اینترنت
درآمد ۲۷٫۶۳۸ میلیارد دلار آمریکا (۲۰۱۶)
درآمد عملیاتی ۱۲٫۴۲۷ میلیارد دلار آمریکا (۲۰۱۶)
سود خالص ۱۰٫۲۱۷ میلیارد دلار آمریکا (۲۰۱۶)
مجموع دارایی ۶۴٫۹۶۱ میلیارد دلار آمریکا (۲۰۱۶)
مجموع سهام ۵۹٫۱۹۴ میلیارد دلار آمریکا (۲۰۱۶)
کارکنان ۱۸٬۷۷۰ (۳۱ مارس ۲۰۱۷)
شرکتهای تابعه اینستاگرم
واتساپ
Oculus VR
پیامرسان فیسبوک
وبگاه www.facebook.com
تور: facebookcorewwwi.onion
نوشتهشده به سی++، پیاچپی (به عنوان اچاچویام) و دی
رتبه الکسا بیتغییر ۳ (آوریل ۲۰۱۷)
گونهٔ وبگاه خدمات شبکههای اجتماعی
کاربران 2 میلیارد کاربر فعال (ژوئن ۲۰۱۷)
در دسترس به چندزبانه (۱۴۰ زبان)
پیدایش
مارک زاکربرگ، دانشجوی رشته علوم کامپیوتر دانشگاه هاروارد از قبل نیز تجربههایی در راهاندازی شبکه اجتماعی داشت. او وبگاههایی مانند CourseMatch برای پیگیری وضعیت مدرک تحصیلی و Facemash را برای ردهبندی میزان جذابیت افراد را طراحی کردهبود. در ماه فوریه سال ۲۰۰۴ میلادی و در سن ۲۰ سالگی بههمراه دوستان خود وبگاه The Facebook را راهاندازی کرد. در ۲۴ ساعت اولیه راهاندازی این وبگاه ۱٫۲۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه هاروارد و پس از یک ماه، بیش از نیمی از دانشجویان کارشناسی این دانشگاه در آن نمایه داشتند.
۲۰۰۴
در میانه سال ۲۰۰۴، شان پارکر، بنیانگذار نپستر که پیش از آن مشاور زاکربرگ بود، بهعنوان رئیس فیسبوک برگزیدهشد. در ماه ژوئن همان سال دفتر شرکت به پالو آلتو، کالیفرنیا منتقل شد. فیسبوک نخستین سرمایهگذاری خود را از پیتر تیل، یکی از بنیانگذاران پیپل دریافت کرد.
۲۰۰۵
در ماه اوت سال ۲۰۰۵ آدرس وبگاه به facebook.com تغییر کرد. این دامنه اینترنتی به قیمت ۲۰۰٫۰۰۰ دلار خریداری شد. در ماه می سال ۲۰۰۵، شرکت اکسل پارتنرز ۱۲/۷ میلیون دلار و جیم بریر ۱ میلیون دلار در این وبگاه سرمایهگذاری کردند.
۲۰۰۶
عضویت در فیسبوک که در ابتدا محدود به دانشگاهها و دبیرستانهای آمریکا و اروپا بود، بهتدریج از ماه سپتامبر سال ۲۰۰۶ برای همه میسر شد. در سال ۲۰۰۶ شرکتهایی مانند یاهو! و گوگل پیشنهادهایی برای خرید این وبگاه دادند که توسط مارک زاکربرگ رد شدند. با این حال شرکت مایکروسافت توانست ۱/۶٪ از سهام این وبگاه بههمراه حق ویژه تبلیغ در آن را به قیمت ۲۵۰٫۰۰۰ دلار بخرد.
۲۰۰۹
در ماه ژانویه سال ۲۰۰۹ میلادی فیسبوک عنوان پراستفادهترین سرویس شبکه اجتماعی را از آن خود کرد و مجله انترتینمنت ویکلی نیز آن را در صدر لیست بهترینهای دهه قرار داد.
۲۰۱۲
در ماه می سال ۲۰۱۲ میلادی این شبکه اجتماعی سهام خود را برای فروش در بازار نزدک قرار داد و به یک شرکت سهامی عام تبدیل شد. فیسبوک در ۸ ماه می سال ۲۰۱۲ میلادی شروع به فروش سهام خود در نزدک کرد و به یک شرکت عمومی تبدیل شد. این وبگاه با درآمد ۵/۱ میلیارد دلاری در سال ۲۰۱۲ وارد لیست فرچون ۵۰۰ شد و در سال ۲۰۱۳ در رده ۴۲۶ام قرار گرفت.
۲۰۱۴
در ژانویه ۲۰۱۴ نرمافزار کاربردی خوراکخوان فیسبوک با نام Paper برای گوشیهای تلفن همراه عرضه شد. با این نرمافزار کاربردی میتوان مطالب و خبرهای مورد علاقه در زمینههای مختلف از جمله ورزش، عکاسی و طراحی را خواند.
فیسبوک در فوریه ۲۰۱۴ شرکت پیامکرسانی واتساپ را به قیمت ۱۹ میلیارد دلار خریداری کرد. این بزرگترین سرمایهگذاری فیسبوک تا همین تاریخ محسوب میشود. برای خرید این شرکت ۴ میلیارد دلار نقد، ۱۲ میلیارد دلار از حق مالکیت خود و ۳ میلیارد دلار سهام هم بعداً به مالکان و حدود پنجاه کارمند واتسآپ تعلق خواهد گرفت. مارک زاکربرگ در بیانیهای واتساپ را سرویسی «فوقالعاده با ارزش» توصیف کرد و گفت فکر خرید واتساپ یازده روز پیش از خرید سهام ذهنش گذشته است. او پیشبینی کرد کاربران واتساپ از یک میلیارد نفر خواهد گذشت. پیش از این بزرگترین خرید فیسبوک خرید اینستاگرام به قیمت یک میلیارد دلار در سال ۲۰۱۲ بود.
۲۰۱۵
در فوریه ۲۰۱۵ (بهمن ۱۳۹۳) فیسبوک امکان جدیدی را ایجاد کرد که به کاربر اجازه میدهد فردی را به عنوان وارث حساب کاربری (legacy contact) خود برگزیند. این قابلیت ابتدا در ایالات متحده در دسترس بوده و سپس در سایر کشورها نیز در دسترس کاربران قرار خواهد گرفت. فیسبوک پیش از این به منظور حفظ حریم شخصی و امنیت خانواده و دوستان، نمایه شخصی افراد فوت شده را مسدود میکرد. افرادی که به عنوان وارث انتخاب میشوند دسترسی محدودی به حساب کاربری افراد فوت شده دارند. آنها میتوانند پست ارسال کنند، عکس نمایه را تغییر دهند، به درخواستهای دوستی پاسخ دهند و بایگانی از عکسها و پستهای کاربر را دانلود کنند. اما این به این معنی است که آنها نمیتوانند محتوای پیامهای خصوصی کاربر را دانلود کنند و پستهای نوشته شده توسط خود کاربر یا دوستان فیسبوکی او را ویرایش کنند و یک عکس یا کل حساب کاربری را پاک کنند.
سایت فیسبوک در ابتدای ژوئیه ۲۰۱۵ اعلام کرد که دپارتمان هوش مصنوعی این شرکت، الگوریتم جدیدی را در خصوص تشخیص چهره آزمایش میکند که از طریق سیستمهای پردازش تصویر (Image Processing) و هوش مصنوعی (AI) بدون اینکه تصویر صورت فرد در عکس مشخص باشد امکان تشخیص او را از روی ویژگیهای کلیدی دارد. این امکان هم اکنون بر روی بیش از ۴۰۰۰۰ تصویر آزمایش شده و نتیجه آن بیش از ۸۳ درصد تشخیص صحیح بوده است. همچنین این سایت اعلام کرد که پس از بررسی و اطمینان از صحت کارکرد این قابلیت به اپلیکیشنها افزوده خواهد شد.
انتقادها به فیسبوک
نتایج یک مطالعه در انگلستان نشان داده که در حدود یکپنجم تا یکسوم طلاقهای این کشور، به فیسبوک در دادخواست طلاق اشاره شده و موجب نارضایتی یکی از طرفین را فراهم آورده است.
جولین آسانژ مؤسس و مدیر وبگاه ویکیلیکس میگوید:
فیسبوک تنفر آمیزترین ابزار جاسوسی است که تاکنون ایجاد شدهاست. هر کس که نام و مشخصات دوستان خود را به شبکه اجتماعی فیسبوک اضافه میکند باید بداند که به شکل رایگان در خدمت دستگاههای اطلاعاتی آمریکاست و این گنجینه اطلاعاتی را برای آنها تکمیل میکند.
به گفته وی فیسبوک یک گنجینه اطلاعاتی بسیار بزرگ از نام و پیشینه افراد است که کاربران آن را به شکل داوطلبانه در اختیار این شبکه اجتماعی قرار میدهند ولی این ابزار توسط دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی آمریکا مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. دسترسی این دستگاههای اطلاعاتی به اطلاعات ذخیره شده در فیسبوک آن را به یک ابزار خطرناک بدل کردهاست.
گردآوری و ذخیرهسازی نانوشتهها
فیسبوک در مقالهای در دسامبر ۲۰۱۳ اعلام کرد، از این امکان برخوردار است که میتواند پیشنویس نوشتههای کاربر را که نهایتاً تصمیم به انتشار آنها نمیگیرد، همانطور که تایپ میشوند، ذخیره و نگهداری کند. مقاله مشخص میکند که فیسبوک بر اندیشههای اشخاص حتی بدون انتشار نظارت دارد.
هنگام نوشتن در فیسبوک، این شبکه اجتماعی کدهایی را به مرورگر وب ارسال میکند و این کدها به صورت اتوماتیک آنچه را که شما تایپ میکنید را تحلیل میکند و به فیسبوک گزارش میدهد. فیسبوک این اقدام را که کاربر چیزی مینویسد و از انتشار آن صرفنظر میکند خودسانسوری تلقی کرده است.
در ژانویه ۲۰۱۴ هزاران کاربر فیسبوک با تشکیل جنبش اجتماعی اعتراضآمیز و انتشار یک نامه سرگشاده برخط که ۲۷ هزار امضاکننده یافت، خواستار آن شدند تا فیسبوک از رهگیری اندیشههای منتشرنشدهشان دست بکشد. یک سخنگوی فیسبوک در پاسخ گفت: «فیسبوک محتوایی را که کاربران تصمیم گرفتهاند تا آن را منتشر نکنند گردآوری یا رهگیری نمیکند.»
ارائه اطلاعات کاربران به دولتها
فیسبوک در گزارشی که در ۲۷ اوت ۲۰۱۳ میلادی منتشر کرد اعلام نمود که اطلاعات کاربرانش را به درخواست دولتهای مختلف، در اختیار این دولتها میگذاشته است. در این گزارش آمده است که تنها در نیمه نخست سال ۲۰۱۳ میلادی دولتهای گوناگون خواستار دستیابی به اطلاعات بیش از ۳۸ هزار کاربر این شبکه اجتماعی شدهاند که در ۸۰٪ موارد درخواستها به نتیجه رسیدهاند. بیش از ۷۴ کشور جهان چنین درخواستهایی از فیسبوک داشتهاند. بیش از نیمی از درخواستها مربوط به دولت آمریکا بوده است (۲۰ تا ۲۱ هزار کاربر) که به ۷۹٪ از آنها ترتیب اثر داده شده است. میزان دقیق درخواستهای آمریکا به علت وجود قوانینی که مانع افشای آمار دقیق هستند ممکن نبوده. دولت بریتانیا نیز ۲۳۰۰ درخواست در این زمینه داشته است که به ۶۸٪ از آنها ترتیب اثر داده شده. مقامات ترکیه اطلاعات ۱۷۳ کاربر فیسبوک را از این وبگاه درخواست کردهاند که فیسبوک به ۴۵ مورد از آنها پاسخ داده است. به گفته فیسبوک این اطلاعات به «تهدید کودکان و شرایط اضطراری» مربوط بودهاند. وکیل فیسبوک در اینبار اظهار امیدواری کرده است که این گزارش در جهت دستیابی به «معیارهای مناسب برای درخواستهای دولتها دربارهٔ اطلاعات کاربران» مفید باشد.
پایشِ لینکهای درون پیامهای خصوصی
در روز ۳۰ دسامبر ۲۰۱۳ (۹ دی ۱۳۹۲) از فیسبوک شکایت شد که آن دسته از پیامهای خصوصی کاربران را که دربرگیرنده لینکی به وبگاههای دیگر است پایش میکند تا با اطلاع از محتوای وبگاه لینکدادهشده، از این دادهها برای هوشمند کردن آگهیهای خود بهره گیرد. بر اساس این شکایت، فیسبوک متهم به کنترل پیامهای خصوصی کاربران به منظور بهرهگیری از محتوای لینکهای درون آن برای تنظیم آگهیهای خود است.
نژادپرستانه، زن ستیز و ضد همجنسگرایانه
محققان میگویند محتوای «نژادپرستانه، زن ستیز و ضد همجنسگرایانه» شبکههای اجتماعی به سلامت روان افراد لطمه میزند زیرا اعتماد به سلامت جامعه از بین میبرد. زیرا در مکالمات آنلاین، افراد با پروای کمتری به رفتارهای غیر محترمانه و پرخاشگرانه روی میآورند. در شبکههای اجتماعی زمینه برای «انتشار مطالب زیان آور، توهین آمیز و جنجالی که در مرز آزادی بیان و بیان خصمانه قرار دارند» مهیاست. این رفتارهای خشن و خصمانه نسبت به زنان، اقلیتهای اجتماعی و سیاسی و افراد و گروههای آسیبپذیر شدیدتر است و آنها بیشتر در معرض بد رفتاری هستند.
کاربران
در ماه می۲۰۱۱ تعداد کاربران فیسبوک به بیش از ۷۰۰ میلیون کاربر رسید که حدود ۷۰ درصد آنها کاربران خارج از ایالات متحده بودند. بیشترین کاربران از کشور آمریکا و در رتبه دوم کشور اندونزی قرار داشتند.
در ۲۴ اوت ۲۰۱۵ (۲ شهریور ۱۳۹۴) برای نخستینبار یکمیلیارد نفر تنها در یک روز از فیسبوک استفاده و این وبگاه را تبدیل به پراستفادهترین محصول فناوری موجود روی زمین کردند. در این روز از هر هفت نفر روی کره زمین یک نفر در این شبکه اجتماعی حضور داشته و از آن استفاده کرد.
در ژوئن ۲۰۱۷ تعداد کاربران فعال فیسبوک از ۲ میلیارد نفر گذشت. -
۲۷ مهر ۹۸ ، ۱۰:۱۵ موزه های خاص ایران ۰ نظر
موزه مقدم دانشگاه تهران یا به عبارتی خانه مقدم از جمله خانههای مجلل دوران قاجار، متعلق به یکی از درباریان آن دوران به نام محمد تقی خان احتساب الملک، است. احتساب الملک دارای دو پسر به نامهای حسن و محسن بود که برای ادامه تحصیل به اروپا رفتند. حسن در فعالیتهای ادبی، سیاسی و اجتماعی حضور فعالی داشت و در جوانی فوت کرد. از او نمایشنامه بسیار معروف «جعفرخان از فرنگ آمده» به جا مانده است.
برادر کوچکتر، محسن، پس از اتمام تحصیلات خود در رشتههای نقاشی، تاریخ هنر و باستانشناسی در سال ۱۳۱۵ ه.ش به ایران بازگشت و به همراه همسر فرانسوی خود «سُلما» در خانه پدری ـ محل کنونی موزه مقدم ـ ساکن شدند و در کنار فعالیتهای علمی به گردآوری آثار و اشیاء تاریخی و فرهنگی پرداختند.
استاد مقدم بسیاری از آثار ارزشمند جمع آوری شده مانند کاشی، قطعات سنگی تراشیده شده و غیره را با الهام از فضاهای سنتی ـ تاریخی به نحو چشمگیری در جایجای این عمارت قدیمی نصب و برخی دیگر مانند کلکسیون پارچه، چپق و قلیان، سفالینه، شیشه، تابلو نقاشی، مسکوکات، مهرها و اسناد تاریخی و غیره را با نظم و ترتیب خاصی در خانه پدری نگهداری کرد.
بیشتر بخوانید:
استاد مقدم از بنیانگذاران دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و استاد ممتاز این دانشگاه بود. نشان دانشگاه تهران را که با الهام از تاریخ و فرهنگ کهن ایران طراحی کرده است. او اولین ایرانی است که به دریافت نشان لژیون دو نور با درجه «اوفیسیه» از طرف شارل دو گل رئیسجمهور فرانسه مفتخر شده است. در سال ۱۳۵۱ ه.ش، زنده یاد استاد مقدم با توجه به علاقه وافرش به علم، تاریخ و هنر، خانه پدری خود را به همراه آثار نفیس گردآوری شده وقف دانشگاه تهران نمود. استاد محسن مقدم در سال ۱۳۶۶ ه.ش دارفانی را وداع گفت و پس از مرگ همسر ایشان در سال ۱۳۶۹ ه.ش، تولیت موزه مقدم در اختیار مستقیم دانشگاه تهران قرار گرفت.
موقعیت جغرافیایی و مسیرهای دسترسی
موزه مقدم در تهران، خیابان امام خمینی، بعد از خیابانشیخ هادی، جنب بانک ملت، پلاک ۲۵۱ قرار دارد. اگر قصد سفر با مترو به این موزه را دارید میتوانید از ایستگاههای حسنآباد و دانشگاه امام علی (ع) استفاده کنید.
این موزه بین این دو ایستگاه مترو قرار دارد و با حدود پنج دقیقه پیادهروی به آنجا میرسید. وقتی در این محل قدم میزنید، اگر از قبل از محل این موزه آگاه نباشید اصلا فکر نمیکنید چنین بنایی در این محل وجود دارد. همه ساختمانهای اطراف آن از معماری معمولی و نسبتا جدیدی برخوردار هستند، اما به درب ورودی موزه که میرسید همه چیز عوض میشود.
اولین چیزی که توجه شما را در این خانه جلب خواهد کرد حوض و شمعدانی و استفاده بسیار زیاد و مناسب و زیبا از رنگٰهای شاد مانند فیروزهای، آبی آسمانی و بنفش است. ورودی موزه برای هر نفر ایرانی ۳۰۰۰ تومان است که با ارائه کارت دانشجویی میتوانید از تخفیف هم بهرهمند شوید.
معماری موزه مقدم
معماری ایرانی با رعایت اصول ساخت باغ ایرانی در این خانه به خوبی به چشم میآید. این خانه محل سکونت خاندان محمدتقی خان احتساب الملک از صاحبمنصبان مشهور دربار قاجار بوده است. سپس این خانه در اختیار دکتر محسن مقدم، استاد باستانشناسی دانشگاه تهران و همسر فرانسویاش سلما، قرار میگیرد.
این زوج باذوق که قدر آثار تاریخی و هنری کشورمان را به خوبی میدانستند شروع به جمعآوری آثار با ارزشی از سراسر کشورمان میکنند که در گزارشی مفصل به آنها خواهیم پرداخت.
گلکاری و فضاسازی انجام شده با گیاهان حال و هوای بسیار خوشی برای گردشگران فراهم میآورد.
در قسمت غربی این خانه ساختمان اربابی (برج) واقع شده است که استاد مقدم به همراه یکی از شاگردان در دانشکده هنرهای زیبا، دکتر ابوالقاسمی، در سال ۱۳۴۵ ساختهاند. این ساختمان با کاشیهایی از دوران قاجار تزیین و بخشهایی از هنرهای ایرانی در آن به نمایش گذاشته شده است.
در قسمت شمالی این ساختمان یک ایوان با چند طاق و ستون زیبا ساخته شده که مزین به کاشیهایی از دوران زندیه و قاجار است. در وسط این ایوان حوضچهای از جنس مرمر قرار دارد که از حمام فتحعلی شاه به اینجا منتقل شده و آبی که از آن جاری میشود توسط یک جوی باریک به داخل یک استخر میریزد.
دکتر مقدم این استخر را پس از سفر به اسپانیا و الگوبرداری از استخر و آبنماهای باغ الحمراء (باغی به جای مانده از دوران صدر اسلام اسپانیا) ساخته است که در اطراف آن چند فواره قدیمی هم آب را به داخل استخر میپاشند.
حیاط اندرونی و بیرونی با یک دیوار به نام دیوار تجدد از هم جدا شده است.
این دیوار از چند ستون با طاقهای کاشیکاری شده ساخته شده است. پایه این ستونها حجاری شده و یادآور ستونهای کاخ چهلستون اصفهان است.
پایه ستونها هنگام تخریب کاخ خواهر ناصرالدینشاه به این خانه منتقل شدند و نمایی زیبا با ستونهای فیروزهای ایجاد کردهاند. کار طراحی و ساخت این دیوار زیبا را استاد هوشنگ سیحون بر عهده داشته است.
در قسمت شمالی حیاط اندرونی ایوان زیبایی قرار دارد که از چهار ستون با سرستونهایی با گچبری کرنتی تشکیل شده است.
کار تزیینات این ایوان را هم دکتر مقدم به زیبایی هرچه تمامتر انجام داده است.
از طریق دو راه پله مارپیچ میتوان به ایوان بزرگ دسترسی پیدا کرد.
قسمت بعدی خانه حیاط اندرونی است که استاد مقدم و همسرش با الهام گرفتن از طرح فرش ایرانی آن را طراحی کردهاند.
یک حوض و آبنمای زیبا در وسط آن قرار دارد و در چهار طرف آن باغچههایی گلکاری شده تدارک دیده شده است.
دکتر مقدم به زیبایی دیوار این حیاط را با کاشی و ظروف قاجاری تزیین کرده و در وسط این دیوار هم یک طاقنمای زیبا با کاشیهای آبی رنگ ساخته است.
کافه موزه مقدم
این خانه لقب زیباترین و باارزشترین خانه جهان را از دید بسیاری از نویسندگان و بازدیدکنندگان گرفته است. در طراحی و ساخت این خانه به اصول معماری ایرانی مانند حوض ایرانی، شیشه رنگی ایرانی و اصول فضاسازی باغ ایرانی توجه شده است.
شیشه رنگی ایرانی در ساختمان برج
نیم نگاهی هم به معماری و فضاسازی کشورهای دیگر صورت گرفته است. برای مثال دکتر مقدم و همسرش یک باغچه ژاپنی در حیاط بیرونی ساختهاند.
حوض ژاپنی حیاط بیرونی
به شما توصیه میکنیم اگر قصد گردشگری در تهران را دارید حتما به این خانه زیبا سر بزنید و زیبایی و محیط بینظیر آن را از نزدیک ببینید.
-
۲۷ مهر ۹۸ ، ۰۸:۳۹ موزه های خاص ایران ۰ نظر
خانه موزه دکتر حسابی مربوط به دوره پهلوی اول یعنی رضا شاه است که بیش از 80 سال قدمت دارد. اگر به میدان تجریش بروید و به دنبال خیابان مقصود بیگی بگردید، در خیابان دکتر حسابی، ساختمانی نظر شما را به خود جلب می کند که تمام دیوار هایش از عکس ها و نوشته های چاپ شده بر روی دیوار ها پوشیده است و وجود درب هایی سبز رنگ که آرامش نهفته در آن فضا را چند برابر می کند. در چهار راهی در خیابان فرشته که به نام دکتر حسابی نام گذاری شده است این بنا را می بینید. شاید در نگاه اول فکرش را هم نکنید که در پشت این دیوار ها چه چیزی در انتظار تان است اما با ورود به آن جا همه چیز رنگی دیگر دارد از جنس آرامش.
این بنا به دست چه کسی ساخته شد؟
این بنا قدمتی 80 تا 100 ساله دارد و در اوایل سال های 1300 شمسی به دست معماری روس به نام ویکتور ساخته شده است که مربوط به اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی اول است و میانگین ساخت آن تا سال 1310 شمسی ادامه داشته است. ساختمان هایی مانند کارگاه ها و آزمایشگاه ها بعد ها به دست دکتر حسابی و نقشه آن ها توسط خود ایشان طرای شده است. دکتر حسابی در 40 سال پایان عمر شان در این خانه زندگی می کرده اند. به همین دلیل فضاهایی مانند کارگاه و آزمایشگاه را طراحی کرده اند تا در فضایی که سکونت داشته اند همچنین، فضایی برای انجام امور کاری شان وجود داشته باشد.
معماری این بنا در گذشته چگونه بوده است؟
معماری خانه موزه دکتر حسابی در ابتدای سال هایی که ساخته شده بود مختص به یک فضا آن هم ساختمانی برای سکونت بوده است اما بعد ها کم کم ساختمان های دیگر به این فضا اضافه شده است. این تغییرات پس از سال هایی که دکتر حسابی در این فضا سکونت داشتند صورت می گیرد و امروز هم برخی از فضا ها در حال بازسازی و همچنین در حال ساخت هستند. به دلیل اینکه زیر بنای این مکان 4000متر است، به جز فضایی که به باغ اختصاص دارد، فضا های بسیار بزرگی وجود دارد که می توان در آن به ساخت بنا پرداخت.
در طی سال های مختلف ساختمان هایی ساخته شده است که هر کدام با کاربری مشخصی ایجاد شده است. کل بنا در سه طبقه طراحی شده است که نشست های کاری و نیاز بنیاد علمی و فرهنگی بوده است. به همین دلیل آقای دکتر حسابی تصمیم به طراحی این فضا ها می گیرند. کتابخانه در طبقه دوم و کارگاه ها و آزمایشگاه ها در طبقه سوم قرار دارند. فضایی که امروزه به موزه دکتر حسابی معروف است و برای بازدید عموم آزاد است، در طبقه سوم این مجموعه قرار گرفته است.
موزه ای بسیار دیدنی از تمامی وسایل شخصی آقای دکتر حسابی اعم از لباس ها، عینک ها، ساعت ها و دیگر وسایل شان و همچنین مدارک و لوح های تقدیر از کشور های مختلف که در یافت کرده اند، موجود است و همچنین آقای دکتر حسابی به دلیل علاقه شان به پرندگان و نگهداری انواع گونه آن ها، فضایی را در باغ منزل شان در میان حیاط طراحی کرده اند که برای نگهداری از آن پرندگان است و وجود حوض زیبایی که بر روی آن گل های نیلوفر وجود دارد این زیبایی را چند برایر کرده است.
با ورود به فضای حیاط خانه موزه دکتر حسابی گویی هیچ هیاهویی در بیرون از این در وجود ندارد. آنقدر صدای این پرندگان گوش نواز است که آرامش در آن موج می زند. بعد از سال 1371 که آقای دکتر حسابی چشم از جهان بستند و خانه ایشان به موزه برای عموم تبدیل شد و در طبقه دوم بنا فضایی را به عنوان فروشگاه لوازم فرهنگی در نظر گرفته اند که در آن به فروش مجسمه آقای دکتر حسابی، کارت پستال و کتاب “استاد عشق” به نوشته فرزند ایشان آقای ایرج حسابی که جمع آوری و تالیف کرده اند به فروش می رسد.
کاربری امروز خانه دکتر حسابی چیست؟
به دلیل وجود چندین ساختمان در این مجموعه کاربری هر ساختمان با ساختمانی دیگر متفاوت است، اما در حال حاضر ساختمانی که در گذشته آقای دکتر حسابی در آن سکونت داشتند، محل سکونت فرزند ایشان آقای ایرج حسابی است و دیگر فضاها مانند ساختمان موزه، ساختمان کتابخانه، ساختمان هایی مانند کارگاه ها و آزمایشگاه ها همانطور که در ابتدای مطلب معرفی شده برای بازدید عموم آزاد است. در واقع هر ساختمان با دیگری فرق می کند، اما اگر ساختمان اصلی بنا را در نظر بگیریم مانند گذشته است و کاربری آن تغییر نداشته است و در حال حاضر بازدید از این فضای سکونت برای عموم آزاد نیست. اگر از تغییر کابری آن بخواهیم بگوییم، تبدیل آن از منزل شخصی در زمان حیات ایشان به موزه فعلی است.
مالک امروز خانه موزه دکتر حسابی چه کسی است؟
مالک اول این بنا پدر دکتر حسابی بوده است که پس از سال ها این خانه را به فرزند شان دکتر محمود حسابی می دهند و پس از مرگ ایشان در سال 1371، فرزند دکتر حسابی یعنی آقای ایرج حسابی در آن سکونت دارند و مالک خانه موزه دکتر حسابی هستند.
کلام آخر…
خانه موزه دکتر حسابی از آن مکان هایی است که باید برای دیدنش وقتی را بگذارید و چه از این بهتر که در این هوای خوب بهاری این بازدید صورت نگیرد. فضایی آکنده از حس سر زندگی و پویایی که جانی دوباره به افکار تان می دهد. باغی زیبا که با ورود به آن تمامی اصوات نا هنجار از بین می رود و تمام آنچه می شنوید صدای پرندگان خوش صدای این باغ است. دیدن این موزه را از دست ندهید.
-
۲۷ مهر ۹۸ ، ۰۸:۲۶ موزه های خاص ایران ۰ نظر
شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران در راستای انجام بخشی از رسالت فرهنگی خویش و با تأکید بر حضور یاد و جایگاه الگوهای فرهنگی جامعه اسلامی و ایرانی، درصدد مرمت سرا های مشاهیر این فرهنگ است.
اختصاص فضای مسکونی و محیط زندگی مشاهیری که در تهران زیستهاند به «یادخانه» هایی با نام خود این بزرگان، و ایجاد موزهای از آثار و یادگارهای ایشان، همراه با فضایی که اهل هنر و فضل و فرهنگ امروز نیز، گه گاه در آن گرد آیند و نشستی و دیداری و سخنی داشته باشند و یا ایجاد بنیادی برای حفظ و انتشار آثار بازمانده از صاحب سرا، از جمله اهداف این سازمان است.
خانه شهید آیت الله محمد بهشتی خانه ای است دو طبقه که اوایل سال 1390 به دستور شهردار محترم تهران خریداری و در دستور کار تغییر کاربری به موزه، با هدف آشنایی هر چه بیشتر با شخصیت و اندیشه های شهید آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی قرار گرفت. این موزه در برگیرنده یادگارهایی از آن شهید و یادآوری هایی از روزهای انقلاب و شخصیت های آن دوران است.
فضای موزه در طبقه همکف
در بخش همکف موزه، فضای شورای انقلاب اسلامی بازسازی شده است و به ایجاد حس فضایی شورا که به فرمان حضرت امام خمینی با همکاری آقایان مرتضی مطهری، محمد جواد باهنر، محمد رضا مهدوی کنی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی و چند تن دیگر از بزرگان تشکیل می شد، پرداخته شده است.
در این بخش هم چنین کتابخانه شخصی ایشان با محتوای قرآنی، دینی، فلسفه و اخلاق، جامعه شناسی و حتی فیزیک و زیست شناسی و علوم تجربی احیا گردیده است. در ادامه ی این فضا، ورود به گالری تصاویر را داریم که شامل تصاویر حزب جمهوری اسلامی، سفر به پاریس، دستگیری و بازداشت توسط ساواک، سفر به ترکیه، لبنان و سوریه، سفر به هامبورگ و تأسیس مرکز تحقیقات اسلامی، تأسیس دبیرستان دین و دانش، جلسات گفتار ماه، مدرسه حجتیه، مدرسه صدر، تولد و شجره نامه ای است که اصالت آن تا امام زین العابدین می رسد.
فضای پژوهشکده و نشر اندیشه ها در طبقه اول
این بخش از موزه، دارای بانک اطلاعاتی جامع، از روزنامه ها، اعلامیه ها، اسناد محرمانه و ... می باشد. هم چنین کتابخانه ای جامع و مفصل از کتاب های شخصی ایشان و مقالات و کتاب های تدوین و تألیف شده توسط ایشان را شامل می شود. مجموعه ای از تصاویر و فضای کوچک زیر زمین، فضای حیاط با همان محبوبه های شب، رازقی ها و گل های محمدی فضای این بخش را تکمیل نموده است.
پتانسیل های موزه سرا
موزه سرای شهید بهشتی از پتانسیل های ویژه ای برخوردار است که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد.
- سالن اجتماعات سرپوشیده 12 نفره با تجهیزات حرفه ای- فضای پژوهشکده با امکانات سمعی و بصری
- فضای مباحثه با امکان دسترسی به سرشاخه های اطلاعاتی
- فضای خدماتی با امکان ملاقات های آزاد
- فضای گردهمایی روباز 50 نفره در حیاط
جهت بازدید از موزه می توانید به آدرس: خیابان شریعتی، خیابان شهید دستجردی، کوچه صبر، خیابان شهید مطهری، کوچه شهید بهشتی، شماره 12، خانه موزه شهید آیت الله محمد بهشتی مراجعه نمایید.
جهت ارتباط با موزه و هماهنگی بازدید می توانید با شماره های زیر تماس حاصل نمایید.
تلفن: 22263500 و
سرای شهید بهشتی از پتانسیل های ویژه ای برخوردار است که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد.
- سالن اجتماعات سرپوشیده 12 نفره با تجهیزات حرفه ای- فضای پژوهشکده با امکانات سمعی و بصری
- فضای مباحثه با امکان دسترسی به سرشاخه های اطلاعاتی
- فضای خدماتی با امکان ملاقات های آزاد
- فضای گردهمایی روباز 50 نفره در حیاط
جهت بازدید از موزه می توانید به آدرس: خیابان شریعتی، خیابان شهید دستجردی، کوچه صبر، خیابان شهید مطهری، کوچه شهید بهشتی، شماره 12، خانه موزه شهید آیت الله محمد بهشتی مراجعه نمایید.
جهت ارتباط با موزه و هماهنگی بازدید می توانید با شماره های زیر تماس حاصل نمایید.
تلفن: 22263500 و
-
۲۶ مهر ۹۸ ، ۰۲:۱۹ موزه های خاص ایران ۰ نظر
موزه خصوصی بشرویه که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۷ افتتاح شده است، نخستین موزه خصوصی ایران است که با همکاری بخش خصوصی در خانه تاریخی ملا عبدالله تونی، واقع در بافت تاریخی شهرستان بشرویه (محله میانده) ایجاد و راهاندازی شده است. این بنا که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده، دارای بیش از ۲ هزار شی تاریخی است.
عکس از: هادی اسدی
تاریخچه
این بنا با معماری اصیل خانههای چهار ایوانی صفویه، زادگاه یکی از علمای بزرگ ایران در همین دوره به نام ملا عبدالله تونی بشروی بوده که اجدادشان از اصفهان به بشرویه نقل مکان کرده بودند. ملا عبدالله تونی در این شهر دروس مقدماتی خود را خوانده و سپس به اصفهان بازگشته است. وی در مسیر رفتن به کربلا، در کرمانشاه فوت کرده و در همان جا نیز دفن شده است.
عکس از: هادی اسدی
معماری
مقالهی مرتبط:
با توجه به گفته افراد محلی، بنای موزه خصوصی بشرویه حدود ۴۰۰ سال قدمت دارد و با توجه به تزئینات معماری آن، تقریبا همزمان با بنای مسجد میانده ساخته شده است. ورودی این بنا در انتهای کوچه بنبستی قرار دارد که بازدیدکنندگان پس از ورود به بنا، داخل دالانی طولانی قرار میگیرند و با چرخشی ۴۵ درجه، از گوشه جنوب شرقی به داخل منزل راه پیدا میکنند.
ایوان زمستانی
این ایوان که در ضلع شمالی بنا قرار گرفته، برای استفاده در فصل زمستان طراحی شده و در فصول سرد سال، بسیار آفتابگیر است. سقف آن دارای رسمی بندیهای گچی بسیار زیبا بوده و در ایوان این مکان، ظروف سفالی و چینی متعلق به دوره صفوی و قاجاری نگهداری میشود.
ایوان تابستانی
این ایوان که در ضلع جنوبی بنا قرار گرفته، علاوه بر آن که به طرف جریان باد غالب شهر طراحی شده، اجازه ورود آفتاب به درون بنا را نیز نمیدهد و به همین دلیل، در فصول گرم سال دارای هوایی خنک است. اکنون ایوان تابستانی جایگاهی برای نگهداری لوازم ریسندگی و بافندگی است.
انباری یا خانه کندو
در این اتاق کندوی بزرگی نصب شده که جهت ذخیرهسازی گندم مورد استفاده قرار میگرفته است. اکنون در این اتاق علاوه بر کندو، خمرههای سفالی، ظروف مختلف استحمام و انواع ترازوها به نمایش گذاشته شده است.
عکس از: هادی اسدی
اتاقهای موزه خصوصی بشرویه
اتاق زمستانی
این اتاق دارای سقفی دوجداره بوده که سقف داخلی با رسمی بندیهای بسیار زیبا تزئین شده است. در حال حاضر در این اتاق لوازم روشنایی، کتابت و صحافی نگهداری میشود.
اتاق مهمانخانه
این اتاق که ویژه مهمانان بوده، در داخل ایوان پاییز قرار گرفته و اکنون به فروشگاه موزه تبدیل شده است.
اتاق بادگیر
بادگیر سازهای است که معمولا بر فراز اتاقی که در ضلع جنوبی بنا قرار داشته، ساخته میشده است. این سازه دارای شبکههایی است که جریان باد را به اتاق بادگیر هدایت میکند. بادگیر موزه خصوصی بشرویه مرتفع بوده و دارای هفت شبکه است. در حال حاضر، از اتاق بادگیر برای نگهداری انواع قفل و کلید، ادوات جنگی، زیورآلات، ظروف نقشدار و انواع سکههای مختلف استفاده میشود.
مطبخ
در مطبخ موزه خصوصی بشرویه، علاوه بر پخت غذا، پخت نان نیز صورت میگرفته است. در حال حاضر، این مطبخ، محل نگهداری لوازم آشپزی و انواع قاشقها است.
اتاقچه
اتاق کوچکی جنب مطبخ است که برای تهیه خمیر از آن استفده میکردند و اکنون انواع سماورهای ذغالی و لوازم تهیه چای در آن نگهداری میشود.
عکس از: هادی اسدی
اتاق پژوهش
در این مکان کلیه کتابها و منابعی که مربوط به بشرویه هستند و کتبی که اهالی بشرویه تالیف نمودند، جهت امور تحقیقاتی نگهداری میشوند.
در کل، اشیا به نمایش گذاشته شده در موزه خصوصی بشرویه شامل دستهبندیهای زیر می شوند:
- لوازم آشپزخانه و انواع قاشقها
- لوازم صحافی و کتابت
- لوازم روشنایی
- انواع قفلها، زنگولهها و ادوات جنگی
- سکهها و زیور آلات
- علاوه بر موارد فوق، سفالینههایی از دوران قبل از اسلام و سکههایی از دوران ولایت عهدی امام هشتم و... نیز در این موزه نگهداری میشوند.
فروشگاه موزه
در این مکان میتوان برخی از محصولات بشرویه و صنایع دستی منطقه و سایر کتب نویسندگان بشرویهای را مشاهده یا خریداری نمود.
-
۲۶ مهر ۹۸ ، ۰۱:۱۱ شرکتهای بزرگ ایران ۰ نظر
دکتر علی اصغرجهانگیری متولد اسفندماه سال 1325 در روستای کندلوس از توابع کجور است.وی پس از اتمام دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه در ایران راهی آمریکا میشود و در ایالت تگزاس در رشته حفاری چاه نفت ادامه تحصیل میدهد . پس از تحصیل به ایران بازمیگردد و به دلیل پذیرفتهشدن در بورس سازمانملل متحد در دانشکده وین در رشته پلمیر و الیاف مصنوعی تحصیل خود را آغاز میکند.
دکتر جهانگیری زمانی که به ایران بازمیگردد در کارخانجات سیمان تهران مشغول به کار میشود و همزمان با کار در کنکور دانشگاه پلیتکنیک پذیرفته میشود و کارشناسی ارشد مهندسی نساجی مدرک تحصیلی بعدی اوست.
وی به مدت ده سال مدیریت شرکت تولیددارو را به عهده میگیرد و همزمان با وقوع انقلاب، کارخانه هگزان که تولیدکننده محصولات شوینده و بهداشتی بود را تاسیس میکند.
همزمان مجتمع کشاورزی کندلوس را هم احداث می کند با این هدف که بتواند برای منطقه محروم و دورافتاده کندلوس کاری انجام دهد. ثبت موسسه فرهنگی و خیریه نیز از پروژههایی بود که همزمان با هگزان و مجتمع کشاورزی کندلوس انجام داد.
دکتر جهانگیری در زمان جنگ به دانشکده لندن میرود و موفق به اخذ مدرک PhD از دانشگاه North field در رشته جامعهشناسی میشود. ایشان به منظور افزودن بار اطلاعاتی خود سفرهای بسیاری به اقصا نقاط دنیا کرد و هوشمندی و استعداد خود را در زمینههای فراوانی آزمود.
تجارب کاری
تجارب کاری او درعرصه های متنوع به ترتیب تاریخی به شرح زیرمی باشد:
- کمپانی بایرن جکسون آمریکا درزمینه حفاری چاه نفت
- سیمان تهران (مسئول آزمایشگاه حفاری چاه نفت )
- آلومینیوم دورال (مدیرپروژه ها )
- شرکت پایه گذار (مدیرپروژه صنایع بسته بندی سولفاتیک )
- مدیرعامل شرکت تولید دارو
- مدیرعامل مجتمع کشاورزی کندلوس
- مدیرعامل شرکت هگزان شیمی
- بنیان گذار موزه کندلوس
- موسس بنیاد خیریه کندلوس (دارنده مقام اول درایران براساس گزارش وزارت کشور )
- صاحب امتیاز موسس فرهنگی جهانگیری
- دارای پروانه تحقیقات علمی
- موسس شرکت نوشدرمان تولید کننده داروهای بین المللی از منشا طبیعت
- موسس و مدیر شرکت سیبون
فعالیتهای فرهنگی :
انسان دوستی ریشه گرفته از حس لطیفش ، سرسختی وتسلیم ناپذیری ، انگیزه بالا برای رقابت کاری ، بلندپروازی ودور اندیشی ، قدرت ایده سازی وایده پروری ،قدرت اجرایی که همگی دست به دست هم داده اند تا از او کارآفرینی تمام عیار بسازند .
الگو
این کارآفرین برتر که 10 سال مدیرعامل تولید دارو بوده، معتقد است الگویش در مدیریت کارآفرینانه ، معاون وی در این کارخانه بوده که با ایده " بشکنیم و بسازیم" باعث شده جسارت و خلاقیت دوران کودکی او تقویت شود.
منبع و منشا ایده
دانش غنی وتجربیات فراوانش درزمینههای مختلف والهام گیری او از منابع طبیعی وذخایر کشور بسیار درجهت گیری این امرتاثیر داشته است. پردازشگر ذهنی او ازهمان طفولیت فعالیت بدون وقفهاش را آغاز کرد و خلاقیت و نوآوری که در وجودش بود سهم بسزایی در ایده سازی او داشته است .
شروع کارآفرینی
او آغاز زندگی کارآفرینانه خود را پس از استعفا از تولید دارو و آغاز کسب و کار با 9000 تومان سرمایه میداند که پس تجربه چند کار کوچک ، تصمیم به راهاندازی کارخانه و تولید محصولاتی با نام هگزان میگیرد و پس از فراز و نشیب بسیار در سال 1374با 5/2 میلیارد تومان وام و بدهی کارخانه را واگذار و دوباره کسب و کار را از صفر شروع می کند.
دکتر جهانگیری این بار وارد عرصههای کشاورزی و اکوتوریسم میشود و موفق به احداث یکی از دیدنی ترین مناطق توریستی کشور در کندلوس و معرفی و پرورش گونههای جدیدی از میوهها و گیاهان دارویی میشود.
دیدگاه ها
او به اصل وجود سرمایه به عنوان واژه ای مقدس اعتقاد دارد و آنرا لازمه پیشرفت، سلامت و بهداشت تحصیلات و رفاه عمومی ذکر میکند و نیز به سرمایه دار چون شخصیتی ارزشمند که با پشتوانه عشق طی طریق می کند، می نگرد و در این خصوص احکام اساسنامه اش را اینگونه بر می شمارد.
او دیدگاه کاملاً فرهنگی اش به مسائل ونگاه باریک بینش به تمام افقهای پیش رو ازاین منظر را اینگونه توجیه می کند: « احساس فرهنگی من خیلی غلبه دارد براحساس صنعتیام. بعد فرهنگی این سرزمین آنقدر بالاست که من دست به هرکاری می زنم باید به نوعی با پوشش فرهنگی درارتباط باشد وگرنه هیچ صنعتکاری همه را ازصنعت درنمی آورد که به کار فرهنگی مشغول کند. من نسبت به کشاورزی دیدی فرهنگی دارم. درست است کارتولیدی است ولی من بایستی به روستاییان آموزش دهم و بگویم چه کار کنند. من بارها شده است برای اینکه خاصیت گیاهان را توضیح بدهم با پیرمردها و پیرزنها برای چیدن گیاهان رفتهام و حتی برخی از آنها آش درست کرده اند و من خاصیت مواد راتوضیح داده ام. این یک کار فرهنگی است.»
وی اختناقی که دربرخی موارد سطح جامعه را پوشانده است راعاملی جهت شکوفایی آن موردمی داند واعتقاد دارد که شکوفایی دراختناق بوجودمی آید .
او داشتن انگیزه ( مالی ،اقتصادی ،جاه طلبی ، سیاسی ، ..) برای هرکاری رالازمه پیشبرد انجام موفق آن کار میداند. و بالاخره اینکه فراهمکردن بستری مناسب درجهت رقابت کاری باعث افزایش انگیزه افراد و پیشرفت و تولید و توسعه می داند و میگوید که:«تمامی مسیرهایی را که سابقه تجربه آن را داشته به عنوان درهای رقابت برای سایرین باز گذاشته ام. خیلی دوست دارم که افراد مختلف بیایند و کارهای من راکپی کنند که ارزش کار برای من از بین برود و من به فکر این مسئله باشم که کارهای بالاتری تولید کنم به این دلیل که تکنولوژی کار بالاست و یک اطلاعات علمی بالا می طلبد.»
تامین منابع مالی
خود براین باور است که اگر هرفردی بتواند بجای هرکاری فضای تاریک ذهنش را روشن کند، می تواند آنقدر سرمایه از پستوهای تودرتوی آن بیرون بکشد که اصلاٌ نداند آنها کجا بوده اند. او درموردجمع آوری اشیاء قدیمی به نوعی قصد داشته است که دست به سرمایه سازی بزند چنانکه می گوید:" آن روز که من اینها راجمع می کردم فکر می کردم یک انگیزه ای بشود برای تحول اقتصادی."
انگیزه ها
دکتر جهانگیری در مورد انگیزه خود در تاسیس مجتمع کشاورزی کندلوس این گونه می گوید:
«به دلیل عشق به ایران به دنبال راهی بودم که دینم را نسبت به آن ادا کنم لذا یک منطقه محروم از کشور را انتخاب کردم و به وزارت کشور نامهای ارسال و جریان را توضیح دادم در پاسخ نامه برایم نوشتند که در جغرافیای ایران چنین منطقهای وجود ندارد. به من برخورد که حتی وزارت کشورهم از وجود این منطقه آگاه نیست.
ابتدا فکر کردم که چگونه میتوانم فقر را در این منطقه ریشهکن سازم لذا به توزیع قند، چای و سایر مایحتاج زندگی پرداختم اما متوجه شدم باید ماهیگیری را به مردم یاد دهم نه ماهی خوردن را! در این سرزمین چیزی وجود نداشت جز یک طبیعت منحصربه فرد و چشمنواز.
لذا به مطالعه گیاهان آن منطقه پرداختم و یاد گرفتم چگونه طبیعت را به خدمت بگیرم سپس اقدام به راهاندازی لابراتوار و مدرسه کردم. به دانشآموزان آموختم گیاهان دشتها را بچینند و به لابراتوار بفروشند تا هزینه تحصیل خود را هم از این طریق تامین نمایند. به این ترتیب 184 نفر از 30 روستا مشغول تحصیل و کار شدند و هزینههای تحصیل خود را هم از طریق چیدن گیاهان تامین میکردند.
این کارخانه یکصد فرآورده تولید میکند و به اکثر کشورهای دنیا صادر میکند. من 250 گونه گیاه را از سراسر دنیا جمعآوری کردهام و به ایران آوردهام و همان برایم پشتوانهای شد که اهداف عمرانیام را ادامه دهم به 66 روستا برقرسانی کردم، مخابرات،درمانگاه، مدرسه، موزه، رستوران، پارک، فروشگاه و به طور کلی آنچه که در زندگی امروز بشر ضرورت دارد در این منطقه ایجاد کردم. من هیچ پشتوانه مالی یا میراث هنگفتی برای انجام این امور در اختیارنداشتم هیچ ارتباطات نفوذی هم در سیستمهای دولتی نداشتم بلکه فردی آزاد و مستقل و مفتخر به روستایی بودن هستم .
زمانی که مجتمع کشاورزی کندلوس راهاندازی شد چند پروژه دیگر راهم انجام میدادم. حاصل تمام آن تلاشها تربیت مدیرکل، وکیل، شاعر، موسیقیدان، نویسنده و... از میان 180 کودک بود که میخواستند همان چوپان، کشاورز و... باقی بمانند.
به دلیل تلاش هایی که در توسعه و آبادانی کندلوس صورت گرفت این منطقه جهانی شده است و دولت آن را به عنوان یک منطقه توریستی بینالمللی انتخاب کرده است. کندلوس امروز قطب بینالمللی توریستی است. سالی 60 هزار گردشگر داریم که اتفاق پیش پاافتادهای برای یک ایرانی نیست.»
مشکلات
زمانی که شرکت هگزان را با پتروشیمی شریک شد پس از مدتی متوجه شد حاصل 20 سال تلاش بیوقفهاش به صفر رسیده است و او مانده و کوهی از بدهی که پتروشیمی آنرا پرداخت نکرده بود و بانک او را مقصر می دانست. لذا مجبور شد از طریق نزول بدهی ها را پرداخت کند و مجددا با اجاره یک دفتر کوچک کارش را از صفر آغاز نماید. شرایط بسیار سختی پیشرو داشت، فشارهای مالی زیادی هم به دوشش بود از سویی دو میلیارد تومان بدهی به بانک داشت و او را ممنوعالخروج اعلام کرده بودند دورانی را سپری کرده که حتی هزینه روزمره هم به سختی تامین میشد. اما تلاش کرد و با یک دفتر کوچک به تولید لوازم آرایشی بهداشتی پرداخت و برای اولین بار در ایران ژل کتیرا را روانه بازار مصرف کرد.
سپس با پوست میوههای معطر چای کیسهای با 10 طعم مختلف را به تولید انبوه رساند که آنهم با موفقیت روبرو شد. شبانهروز کار کرد تا توانست سراپا بایستد. بارها گفتهاست:« اگر مرا در کویرلوت رهاسازی پس از یک سال که به کویر بیایید مشاهده خواهید کرد که در آنجا هم باغی درست کردهام! »
در طی سالهای فعالیت با شکستهای وحشتناک و سنگینی مواجه بود حتی به دلیل حضور درعرصههای فرهنگی کاندیدای قتلهای زنجیرهای هم شد. وزارت اطلاعات بعدها متوجه شد که او فردی سیاسی نیست بلکه عاشق ایران و سرزمینش است.
کارآفرین
به نظر دکتر جهانگیری کارآفرینی دو بخش دارد که ریشه در ژنتیک و اکتساب از محیط دارد:
«فردی که از همان کودکی جاهطلب است و بزرگ فکر میکند و ایدههای متعددی در ذهن میپروراند باید دانست که کارآفرین است و همین انسان کوچک، افقهای بزرگی را مشاهده میکند.
شرایط زندگی و اجتماع در کارآفرین شدن افراد موثر است ما در این جامعه و با این دولت زندگی میکنیم و میدانیم کسی به دادمان نخواهد رسید و حتی مورد تمسخر هم قرار میگیریم. اگر ایدههایی در ذهن دارید آن را باور کنید اما اگر به آن تحت عنوان سکو نگاه میکنید، کار نکردن را بهانه نکنید.
اگر آن این ایده را باور دارید آن را بارور سازید. من اعتقاد ندارم که مسائل مالی مشکل بزرگی برای توقف باشد. طرح را میتوان با دوستان، اطرافیان و بانک در میان گذاشت و انجام داد. من برای تحقق ایدهام منزلم را به فروش رساندهام اما از همان ابتدا به آن دیده اطمینان کافی داشتم. معقتدم کارآفرین نباید عمرش از به انجام یک فعالیت اختصاص دهد. باید سراغ فعالیتهای دیگر هم برود و مثلا صد ایده را به نتیجه برساند. اگر کارآفرین در یک شغل باقی بماند دیگر کارآفرین نیست.»
این کارآفرین فعال و خستگی ناپذیر که از سوی یونسکو و میراث فرهنگی به عنوان چهره ماندگار معرفی شده کشور ایران را به علت داشتن منابع عظیم انرژی و نیروی انسانی ارزان، بهترین جا برای سرمایهگذاری میداند اگر چه معتقد است سیستم دولتی و تکیه بر ثروت حاصله از نفت، یک مانع اساسی در راه کارآفرینی بشمار میرود وبهترین مسیر در این عرصه توسعه کسب و کارهای جدید خانگی و کوچک است.
او بزرگترین آرزوی خود را ایجاد پنج میلیون فرصت شغلی برای جوانان ایرانی میداند و معتقد است این کار فقط با دورنگری و ایدهها و روشهای نو امکانپذیر است و ادامه سبک سنتی کشاورزی و صنعت و بازار در ایران جواب نمیدهد.
گفتنی است در سال 1388 دکتر جهانگیری به عنوان کارآفرین نمونه کشور برگزیده و معرفی شدند.
-
۲۵ مهر ۹۸ ، ۲۲:۴۰ شرکتهای بزرگ ایران ۰ نظر
محسن خلیلی عراقی" اسطوره صنعت ایران ومردی ک
ه همه به احترام 60سال کارآفرینی ومدیریتش می ایستند وتکریمش می کنند،.او همواره یکی از فعال ترین اعضای هیات نمایندگان تهران و بنیان گذار شرکت بوتان واسطوره صنعت ایران است.
محسن خلیلی عراقی کیست؟محمدعلی فروغی داشت کتاب "اصول ثروت ملل"را ترجمه می کرد.میرزا ملکم خان ،صنیع الدوله ،حاج حسین کازرونی،امین الضرب وجمال الدین کاشانی مشغول مطالعه وتحصیل وتحقیق بودند ومشروطه ومشروطیت داشت به نتیجه می رسید که "محمود خلیلی عراقی" متولد شد.آن روزها مردم روحیه آزادی خواهی داشتند وسیاست بازاری پررونق داشت وآن چه کم در نظرمی آمد،روحیه کارآفرینی بود وبی علاقگی مردم به جنس ایرانی.درهمین روزها وشب های پرفراز وپرنشیب،نوزاده ای چشم گشود که بعدها اورا بنیان گذار صنعت گازمایع ایران لقب دادند.محمود خلیلی عراقی که درخانواده ای فرهیخته به دنیا آمده بود،کودکی اش را درکوچه وخیابان های تهران پشت سرگذاشت وپس ازآن به درس خواندن مشغول شد. پس از فراغت از تحصیل از مدرسه دارالمعلمین با درجه ممتاز به مدت دو سال در همان مدرسه به تدریس فیزیک و ریاضیات پرداخت. او دوسال تدریس کرد وخاک گچ بر شانه وصورت نشانداما پس ازآن تولید وصنعت پیشه کرد وآچار وروغن را برتخته وگچ ترجیح داد.آغاز کسب وکار خصوصی مرد جوان، ایجاد کارگاه تعمیر ماشین آلات در خیابان چراغ گاز تهران بود. جایی که پیش ازاو، حاج محمد حسین کمپانی،چراغ گاز را به آن جا برده بود.خلیلی اگرچه معلمی را دوست داشت اما با کار وبازار بیشتر میانه داشت. ماندنش درچراغ گاز وشهرتش به عنوان کاسبی مطمئن ومهارتش در بازوبسته کردن ماشین آلات منجر به پیشنهادی تازه به او شد.پیشنهادی که زندگی اورا دگرون کرد.او در سال 1317 به ریاست اداره برق تهران منصوب شد و در همین دوران اولین کارخانه برق دولتی راه اندازی کرد.محمود خلیلی عراقی مدتی دراین سمت،خانه وکاشانه مردم را روشن نگه داشت تا اینکه سفری به خوزستان،هم زندگی او را زیر و رو کرد وهم زندگی مردم ایران را. محمود خلیلی در سال 1329 در سفری به استان خوزستان متوجه شد که یکی از فرآورده های پرارزش نفت، یعنی گاز مایع، بدون استفاده سوزانده می شود.ملی شدن صنعت نفت در سال 1330 فرصت مناسبی پدید آورد که او به آرزوی چند ساله خود جامه عمل بپوشاند.درهمین سال،فرزند ارشدش،محسن خلیلی موفق شد از دانشکده فنی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شود وچه فرصتی بهترازاین که پدر،با کمک پسرتحصیل کرده اش،رویاهایش را جامه عمل بپوشاند.این گونه بود که محمود خلیلی در سال 1330 به اتفاق فرزندش به آمریکا و اروپا سفر کرد و با تحولات صنعت گاز مایع آشنا شد و مقدمات تأسیس شرکت بوتان را فراهم آورد. تا زمانی که محمود ومحسن خلیلی، شرکت بوتان را برای عرضه گاز مایع تاسیس نکرده بودند، گاز کشوربیهوده می سوخت و به هدر می رفت. در سال 1333، با همراهی مهندس محسن خلیلی واحد کوچکی برای تولید نسل اول محصولات گاز سوز و سیلندرهای گاز شکل گرفت که به سرعت توسعه یافت، ده سال بعد، شرکت مستقل صنعتی بوتان اولین و بزرگترین تولیدکننده لوازم گازسوز و سیلندر گاز در ایران به صورت رسمی فعالیت خود را آغاز کرد.
گذار ازدولت به بخش خصوصی
هرچند محمود خلیلی درهمان دوران که علی اکبر داور،دولت را موتور محرک اقتصاد می دانست وبسیار زودتر از دیگر دولت ها،درحال تاسیس شرکت های دولتی بود،امامحمود خلیلی عراقی به موقع متوجه شد که راه حل نهایی در ایجاد وتاسیس تولید وصنعت وابسته به بخش خصوصی است.به این ترتیب او را باید یکی از نخستین مدیران دولتی دانست که درمیانه های عمرمدیریت،راه بخش خصوصی را درپیش گرفت.او یکی از کارآفرینان بود که پس از تجربه کار در دولت به بخش خصوصی آمد و شرکت حفاری را برای رساندن آب به مزارع و روستاها تاسیس و در آن سرمایه گذاری کرد.درهمین دوران که اندیشه های ناسیونالیستی تقویت شده بود وزمینه رقابت با سرمایه گذاران خارجی به وجود امده بود،محمود خلیلی عراقی به قوام السلطنه نامه ای نوشت وبه بی عدالتی نسبت به سرمایه گذاران داخلی نسبت به سرمایه گذاران خارجی انتقاد کرد.اوکه مطلع شده بود
» هرچند محمود خلیلی درهمان دوران که علی اکبر داور،دولت را موتور محرک اقتصاد می دانست وبسیار زودتر از دیگر دولت ها،درحال تاسیس شرکت های دولتی بود،امامحمود خلیلی عراقی به موقع متوجه شد که راه حل نهایی در ایجاد وتاسیس تولید وصنعت وابسته به بخش خصوصی است.
شرکت نفت ایران و انگلیس قصد دارد برای تامین مصارف سیمان خود در یکی از نقاط تحت نفوذ خود در خلیج فارس با سرمایه ساکنان آن، کارخانه سیمان تاسیس کند،نامه ای به قوام السلطنه، نخست وزیر وقت نوشت و یادآور شد: «... تاسیس کارخانه سیمان در خوزستان از هر جهت به نفع صاحبان سرمایه و کارگران ایرانی است و لازمه انصاف و عدالت نیز این است که اگر قرار است شرکت نفت لوازمی از انگلستان یا هندوستان تهیه کند و تهیه آن در داخل مقدور باشد، به موسسه های ایرانی مراجعه کند...».منظورمحمود خلیلی عراقی برای تقویت سرمایه گذاری داخلی تامین نشد اما او همچنان دراین اندیشه بود که با توان وانرژی داخلی،صنعت وتولید ایجاد کند.برای تحقق این آرزو،چندسال زمان نیاز بود تا ایرانیان به رهبری محمد مصدق،نفت را ملی کنند.ملی شدن نفت وفارغ التحصیلی فرزند،دو اتفاق مثبت برای محمود خلیلی عراقی بود چه آن که اولی،زمینه را برای فعالیت های اقتصادی اش فراهم ساخت ودومی تکیه گاه بزرگی شد برای تحقق رویا هایش.محمود خلیلی پس ازآن که به کشورهای مختلف سفر کرد وایده های زیادی در مورد راه اندازی کارخانه اش به دست آورد،پس از مجادهدت های فراوان موفق به جلب نظر دولت برای احداث کارخانه اش شد.کار او آن قدر بزرگ بود ومشقت به دنبال داشت که مهندس مهدی بازرگان درکتابش از او یاد کرد . مهندس مهدی بازرگان در کتاب «شصت سال خدمت و مقاومت» در این باره می نویسد: «یادم می آید خلیلی چقدر با مسوولان شرکت ملی نفت در زمان کنسرسیوم کلنجار رفت تا گردنشان بگذارد گازهایی را که هدر داده و می سوزانند، تصفیه کرده و بوتان و پروپان آن را در تانکرهای تحت فشار به ایشان بفروشند و گاز نفت در ایران توزیع شود. سپس برای اینکه مصرف گاز آشپزخانه ها به صورت صنعت ملی درآید، به موازات ساختن انبار و تهیه وسایل و کامیون های توزیع گاز، اقدام به ایجاد کارخانه کپسول سازی و تولید اجاق فر و غیره کرد ... اجاق و فرهایی که آشپزخانه های تهران و شهرستان ها را تسخیر کرد و عامل ایجاد 6-5 شرکت تولید و توزیع گاز شد...» محمود و محسن خلیلی پس از بازگشت از سفر در 18/5/1332 شرکت بوتان با مسوولیت محدود را در اداره ثبت شرکت ها به ثبت رساندند.بوتان شعله ور شد
محمود خلیلی، اسفندیار یگانگی و محسن خلیلی موسسان شرکت بوتان بودند. در 4/7/1332 خلیلی نامه ای به شرکت ملی نفت ایران نوشت و تقاضای دریافت اطلاعات از طرز تحویل گاز به شرکت بوتان و بهای هر تن گاز شد. اولین محموله گاز مایع به صورت آزمایشی در 6/7/1332 دریافت و در 11/7/1332 بنا به درخواست محمود خلیلی، تحویل محسن خلیلی شد. در همان سال ها محلی برای شرکت در خیابان سعدی اجاره و نمایشگاهی در کنار آن دایر شد و کار رونق پیدا کرد. مدیران شرکت در 23/10/1333 نامه ای به آبتین، رییس اداره کل گمرک نوشته و خواستار کاهش تعرفه گمرکی لوازم گازسوز شدند. در سال دوم تاسیس شرکت بوتان، مردم به ویژه خانم ها با دیدن فرها و اجاق های گازسوز در خانه های دوستان و خویشان و آگاه شدن از مزیت های گاز برای خرید به بوتان مراجعه می کردند. خلیلی در 26/5/1338 طی نامه ای به شرکت ملی نفت ایران 4خواسته از این شرکت را یادآور شده که انجام تبلیغات برای مصرف سوخت و آشنایی شهروندان یکی از آنها بود.در سال 1332 فقط یک تن گاز در ایران مصرف می شد که این رقم در سال 1382 به 462هزار تن رسیده است.چند سال بعد بود که محسن خلیلی پیشنهاد وسایل ساخت و وسایل گازسوز را به پدرش داد. محسن خلیلی باور داشت که ساخت وسایل گازسوز باید هرچه زودتر در کشور آغاز شود. نخستین محصول این شرکت آبگرمکن ایستاده 40گالنی با کنترل ترموستاتیک بود. در یک کارگاه کوچک که برای این کار در نظر گرفته شده بود و به مررو ساخت اجاق های رومیزی و پلوپزهای یک تا 4شعله شروع شد و چندی بعد با همکاری مهندس محسن غفاری و استفاده از تکنیک های تازه لعاب کاری، تولیدات افزایش یافت. در سال 1343 شرکت صنعتی بوتان سهامی خاص تاسیس شد. شرکت بوتان به سرعت رشد و توسعه پیدا می کرد، پس باید راه های مناسب تری می یافتند تا به صنعتی که شتاب پیدا می کرد، کمک شود. شرکت بوتان در سال 1332 تا 1335 چون جاده ارتباطی آبادان به تهران بسیار بد بود، ناچار از طریق سرهم کردن وسایل باقی مانده از جنگ جهانی و تانک وارداتی از کشور آلمان موفق به ساخت نخستین تریلر به ظرفیت 12تن شد. عباس چمران که در دانشکده فنی با محسن خلیلی دوست بود، در نصب تانک بر روی واگن و ایجاد ایستگاه تخلیه و بارگیری در خرمشهر و تپه سفید توفیق حاصل کردند.در سال 1343، شرکت صنعتی بوتان به صورت شرکت مستقل از شرکت بوتان تاسیس شد.
-
۲۲ مهر ۹۸ ، ۲۳:۱۴ ۰ نظر
او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشکیل داده بودند. روزى با هم نشسته بودند و گپ مى زدند.
در حین صحبتهاشان گفتند: چرا ما همیشه با فقرا و آدمهایى معمولى سر و کار داریم و قوت لایموت آنها را از چنگشان بیرون مى آوریم؟! بیائید این بار خود را به خزانه سلطان بزنیم که تا آخر عمر برایمان بس باشد.
البته دسترسى به خزانه سلطان هم کار آسانى نبود. آنها ...تمامى راهها و احتمالات ممکن را بررسى کردند، این کار مدتى فکر و ذکر آنها را مشغول کرده بود، تا سرانجام بهترین راه ممکن را پیدا کردند و خود را به خزانه رسانیدند.
خزانه مملو از پول و جواهرات قیمتى و ... بود. آنها تا مى توانستند از انواع و اقسام طلاجات و عتیقه جات در کوله بار خود گذاشتند تا ببرند. در این هنگام چشم سر کرده باند به شى ء درخشنده و سفیدى افتاد، گمان کرد گوهر شب چراغ است، نزدیکش رفت آن را برداشت و براى امتحان به سر زبان زد، معلوم شد نمک است!
بسیار ناراحت و عصبانى شد و از شدت خشم و غضب دستش را بر پیشانى زد بطورى که رفقایش متوجه او شدند و خیال کردند اتفاقى پیش آمد یا نگهبانان خزانه با خبر شدند. خیلى زود خودشان را به او رسانیدند و گفتند: چه شد؟ چه حادثه اى اتفاق افتاد؟ او که آثار خشم و ناراحتى در چهره اش پیدا بود گفت : افسوس که تمام زحمتهاى چندین روزه ما به هدر رفت و ما نمک گیر سلطان شدیم، من ندانسته نمکش را چشیدم، دیگر نمى شود مال و دارایى پادشاه را برد، از مردانگى و مروت به دور است که ما نمک کسى را بخوریم و نمکدان او را هم بشکنیم و ...
آنها در آن دل سکوت سهمگین شب، بدون این که کسى بویى ببرد دست خالى به خانه هاشان باز گشتند. صبح که شد و چشم نگهبانان به درهاى باز خزانه افتاد تازه متوجه شدند که شب خبرهایى بوده است، سراسیمه خود را به جواهرات سلطنتى رسانیدند، دیدند سر جایشان نیستند، اما در آنجا بسته هایى به چشم مى خورد، آنها را که باز کردند دیدند جواهرات در میان بسته ها مى باشد، بررسى دقیق که کردند دیدند که دزد خزانه را نبرده است و گرنه الآن خدا مى داند سلطان با ما چه مى کرد و ...
بالاخره خبر به گوش سلطان رسید و خود او آمد و از نزدیک صحنه را مشاهده کرد، آنقدر این کار برایش عجیب و شگفت آور بود که انگشتش را به دندان گرفته و با خود مى گفت : عجب ! این چگونه دزدى است ؟ براى دزدى آمده و با آنکه مى توانسته همه چیز را ببرد ولى چیزى نبرده است ؟ آخر مگر مى شود؟ چرا؟... ولى هر جور که شده باید ریشه یابى کنم و ته و توى قضیه را در آورم ...
در همان روز اعلام کرد: هر کس شب گذشته به خزانه آمده در امان است او مى تواند نزد من بیاید، من بسیار مایلم از نزدیک او را ببینم و بشناسم.
این اعلامیه سلطان به گوش سرکرده دزدها رسید، دوستانش را جمع کرد و به آنها گفت : سلطان به ما امان داده است، برویم پیش او تا ببینیم چه مى گوید. آنها نزد سلطان آمده و خود را معرفى کردند، سلطان که باور نمى کرد دوباره با تعجب پرسید: این کار تو بوده ؟ گفت : آرى.
سلطان پرسید: چرا آمدى دزدى و با این که مى توانستى همه چیز را ببرى ولى چیزى را نبردى؟
گفت : چون نمک شما را چشیدم و نمک گیر شدم و بعد جریان را مفصل براى سلطان گفت ...
سلطان به قدرى عاشق و شیفته کرم و بزرگوارى او شد که گفت : حیف است جاى انسان نمک شناسى مثل تو، جاى دیگرى باشد، تو باید در دستگاه حکومت من کار مهمى را بر عهده بگیرى، و حکم خزانه دارى را براى او صادر کرد.
آرى او یعقوب لیث صفاری بود و پس از چند سالى حکمرانى در مسند خود سلسله صفاریان را تاسیس نمود. یعقوب لیث صفاری سردار بزرگ و نخستین شهریار ایرانی (پس از اسلام) قرون متوالی است که در آرامگاهش واقع در روستای شاهآباد واقع در 10 کیلومتری دزفول بطرف شوشتر آرمیده است. گفتنی است در کنار این آرامگاه بازماندههای شهر گندی شاپور نیز دیده میشود. -
۱۹ مهر ۹۸ ، ۲۳:۵۶ بزرگان ایران امروز ۰ نظر
دکتر نادر جلیلی، استاد دانشگاه کلمسون آمریکا و مدیر تحقیقاتی آزمایشگاه مواد هوشمند و نانو این دانشگاه است. او میگوید: من در آبان 1349 در یک خانواده فرهنگی متولد شدم. در سال 1367 در رشته مهندسی مکانیک با گرایش جامدات در دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شدم و4 سال بعد با درجه عالی در تمام گرایشات فارغالتحصیل شدم و همان سال بهعنوان دانشجوی برتر مهندسی مکانیک از ریاستجمهوری وقت (هاشمی رفسنجانی) جایزه گرفتم.
در آزمون کارشناسیارشد با رتبه یک رقمی در همین دانشگاه در رشته مهندسی مکانیک گرایش طراحی کاربردی قبول شدم و در سال 74 با درجه عالی و بهعنوان شاگرد اول دانشکده مکانیک و شاگرد دوم دانشگاه در مقطع کارشناسی ارشد، مدرک خود را اخذ کردم و به همین دلیل از وزیر علوم وقت نیز (دکتر معین) جایزه نفیس دیگری دریافت کردم و به خاطر علاقه به این رشته و پشتکار زیاد از یکی از دانشگاههای آمریکا با بورس کامل در مقطع دکترا پذیرفته شدم و مهندسی مکانیک را ادامه دادم و در1997 میلادی (دیماه 1377) موفق به اخذ مدرک دکترا با درجه ممتاز a+ شدم و بلافاصله در دانشگاه ایالتی ایلینویز بهعنوان استادیار آموزشی دانشکده مهندسی مکانیک در سن 25 سالگی بهکارگرفته شدم. پس از یک سال و نیم و بهدلیل موفقیتهای علمی کسب شده به دانشگاه کلمسون آمدم و هماکنون دانشیار دانشکده مهندسی مکانیک و رئیس گروه دینامیک و کنترل دانشکده و مدیر تحقیقاتی آزمایشگاه مواد هوشمند و نانو هستم.
در حال حاضر روی چه پروژهای در حال کار هستید؟ درباره نتایج آن توضیح بفرمایید.
من بهطور تخصصی روی مواد هوشمند کار میکنم. از چند سال پیش فعالیت اصلی من بر مطالعه و تحقیق روی این مواد متمرکز بوده است. این تحقیقات و دستاوردهای حاصل از آن در تشخیص بسیاری از مواد شیمیایی و بیولوژیکی مانند باکتریها، ویروسها و حتی DNA کاربرد وسیعی دارد. ما با استفاده از مهندسی مکانیک و بهرهگیری از روشهای فوق پیشرفته آنالیز ارتعاشاتی و کنترل این مواد میتوانیم ذرات بسیار کوچک را تشخیص دهیم که این ذرات میتواند طیف وسیعی از باکتریها مانند ایکلای باشد که در مواد غذایی و روده انسان بهوفور یافت میشود.
همچنین در حال حاضر مشغول انجام تحقیقاتی هستیم تا این مواد و رباتهای بسیار کوچک را با دقت کنترل کنیم و از آنها در جابهجایی DNA و حتی تغییر ماهیت آن و در نتیجه تغییر ماهیت سلولی استفاده کنیم. ما در آینده نزدیک با استفاده از رباتهای بسیار کوچک در ابعادی حدود یکهزارم قطر موی انسان که با چشم غیرمسلح قابل مشاهده نیستند و فرستادن آنها به داخل بدن و کنترل دقیق آنها از خارج از بدن انسان، قادر خواهیم بود
جراحیهای فوقالعاده مهم و پیشرفته را بدون بازکردن محل جراحی با موفقیت انجام دهیم و آنها را در جراحیهایی مانند باز کردن رگهای قلب و حتی خُردکردن برخی تومورها مانند تومور مغزی به کار بگیریم. بنابراین بیشترین کاربرد نتایج پروژه من در پزشکی است ولی هماکنون بخش اصلی پایهای تحقیق یعنی درک و فهم رفتارهای مواد هوشمند در حال انجام است تا با کنترل دقیق حرکت، آنها در همان مسیری حرکت کنند که مد نظر ما است وهمان کاری را در آن نقطه بهخصوص انجام دهند که ما میخواهیم و این مهمترین بخش کار است که نیاز به تحقیق زیادی در زمینه مهندسی مکانیک هم از لحاظ دینامیک مواد و هم کنترل آنها دارد.
شما قرار است در یک کنفرانس بینالمللی در تهران صحبت کنید، سخنرانی شما در باره چه موضوعی است؟
در27 اردیبهشت ماه امسال هفدهمین کنفرانس سالانه بینالمللی مؤسسه مکانیک که در دانشگاه تهران برگزار میشود من بهعنوان سخنران کلیدی درباره ماهیت و چگونگی جابهجایی و حرکت مواد هوشمند در ابعاد نانو صحبت خواهم کرد.
مواد هوشمند چیست؛ چرا با اینکه توسط انسان کنترل میشوند به این مواد هوشمند میگویند؟
مواد هوشمند به موادی اطلاق میشود که بتوانند به تحریکهای خارجی مثل میدانهای الکتریکی پاسخدهند بهطوری که ما بتوانیم با استفاده از این پاسخها رازهای نهفته درون آنها را کشف کنیم. بنابر این، این مواد قابلیت شناسایی تحریکات خارجی را دارند؛ عاملی که باعث میشود اینها به تحریکهای خارجی پاسخ دهند جفت کردن میدانهای مختلف مثل میدان الکتریکی، مغناطیسی و مکانیکی است.
ساختار کریستالی این مواد بهگونهای است که نیروی وارد شده از طرف یک میدان خارجی باعث تغییر شکل و ایجاد میدان الکتریکی توسط ساختار کریستالی جدید میشود، این میدان الکتریکی جریان الکتریکی را بهوجود میآورد که بهعنوان پاسخ این مواد قابل مشاهده است. بنابراین به این مواد هوشمند میگویند؛ چون در برابر نیروی وارده از طرف ما، جواب مناسبی میدهند یا به زبان خود با ما سخن میگویند. تفاوتی که این مواد با بقیه مواد (غیرهوشمند) دارند این است که در این مواد به نوعی هوشمندی طبیعی نهفته است که میتوانند مثل موجود زنده به تحریک خارجی پاسخ مناسب بدهند.
همانطور که اگر شما بخواهید یک موجود زنده را وادار به حرکت کنید عکسالعمل نشان میدهد و حتی مقاومت میکند، این مواد هم در برابر تحریکات خارجی وارد شده (که بهصورت مکانیکی، مغناطیسی و الکتریکی است) واکنشهای مناسبی از خود بروز میدهند. این مواد با تبدیل 2میدان مختلف مکانیکی و مغناطیسی به میدان الکتریکی پاسخ و واکنش خود را در برابر تحریکات به ما نشان میدهند و این پاسخ معمولا بهصورت تغییر و جابهجایی یا ایجاد جریان الکتریکی است که ما میتوانیم با اندازهگیری میزان جابهجایی یا جریان الکتریکی یا میزان خمیدگی آنها بفهمیم این مواد چه میزان حرکت کردهاند و میزان پاسخ آنها چه مقدار بوده است. تحلیل و پردازش این اطلاعات میتواند به ما کمک کند تغییر و جابهجایی آنها را بهصورت کنترل شده و مورد دلخواه انجام دهیم.
مواد هوشمند شامل 3بخش اصلی است:1- سنسور یا حسگر که تحریک را حس میکند 2- بخش عملگر یا اکتیوژن که میتواند حرکت را انجام دهد 3- بخش مهم آنکه پردازشگر است و مغز مواد هوشمند را تشکیل میدهد که با پردازش عملکرد بخش حسگر و عملگر، هماهنگی مناسبی را از نظر کارایی برای آنها رقم میزند.
یعنی این مواد بطور طبیعی دارای حافظه هستند؟
حافظه پردازشگر در خود این مواد نهفته است. کوارتزها از جمله این مواد هستنند که خواص آنها بیش از 2قرن پیش شناخته شد ولی تاکنون در زمینه کاربردی کردن آنها کار زیادی صورت نگرفته است. چون این مواد در ابعاد بسیار کوچک و نانو هستند. آلیاژهای مثبت نیز جزء مواد هوشمند محسوب میشوند؛ زیرا با تغییر حرارت میتوانند تغییر شکل بدهند و این ویژگی کاربردهای زیادی در دانشهای مختلف دارد. اینها موادی هستند که حافظه دارند و میتوانند زمان تحریک وارد شده و نیز زمان تغییرحرکت صورت گرفته خود را به نوعی ثبت و نگهداری کنند وما با استفاده ازتحلیل این حافظه میتوانیم رفتار آنها را کشف کنیم و در دانشی مانند پزشکی به کار بگیریم؛ یعنی همان کاری که در قالب یک پروژه بزرگ تحقیقاتی به من سپرده شده است تا با مطالعه رفتار این مواد، آنها را به خدمت انسان درآوریم.
آیا فقط مواد خاصی دارای ویژگی هوشمندی هستند، اصولا مواد هوشمند چه تفاوتی با سازه هوشمند دارد؟
باید توجه داشت که سازه هوشمند متفاوت از ماده هوشمند است.
مواد هوشمند بهطور طبیعی دارای این خاصیت هستند مانند بعضی نمکهای ساحلی، برخی آلیاژها و سنگها و کوارتز، در حالی که سازههای هوشمند توسط انسان و از مواد هوشمند ساخته میشوند. یعنی سازه هوشمند باید در بخشی از خود علاوه بر مواد و ترکیبات دیگر مواد هوشمند داشته باشد. البته موادی مصنوعی هم وجود دارند که تحت فرایندهای خاصی هوشمندی در آنها ایجاد میشود مانند مواد پیایزوالکتریک یا مواد هوشمند سنتتیک که در اثر جریان الکتریکی بسیار بالا این خاصیت در آنها ایجاد میشود. به عبارت بهترمواد خاصی اگر در مدت زمان زیادی تحتتأثیر شوک الکتریکی قرار گیرند مواد مصنوعی هوشمند را بهوجود میآورند که کاربردهای زیادی هم دارد و معمولا بیشتر از مواد هوشمند طبیعی مورد استفاده قرار میگیرد.
شما برای چه مدت روی این پروژه بزرگ کار کردهاید و بودجه تحقیقاتی اختصاص یافته به آن چقدر بوده است؟
بنیاد علوم آمریکا 6 سال پیش(2003 ) این پروژه را به من واگذار کرد. بودجه تحقیقاتی بالایی به آن اختصاص یافت بهگونهای که در مرحله اول در آغاز کار نیممیلیون دلار (500 هزار دلار) و 2سال بعد نیز نیم میلیون دلار دیگر به آن تزریق شد و بهطور کلی تاکنون حدود 5/1میلیون دلار بودجه صرف تحقیقات و تامین تجهیزات اندازهگیری حرکت این مواد، شده است.(یک سوم این بودجه به تامین تجهیزات آزمایشگاهی اختصاص یافته است.)
آیا در کشورهای دیگر هم روی نانورباتها کار شده است؟
بله، در اروپا و ژاپن. ولی کاری که ما در بخش حرکت و کنترل آنها انجام دادهایم و نوآوریهایی که در این بخش ما به آن دست یافتهایم در حال حاضر در دنیا منحصر به فرد است. ما از نوع خاصی از مواد هوشمند و کنترلرهای ویژهای برای این رباتها در سیستم خود استفاده میکنیم که از این نظر از گروههای تحقیقاتی دیگر جلوتر هستیم.
در سال 2009 چه میزان بودجه تحقیقاتی در آمریکا در نظر گرفته شده است؟
برای بنیاد علوم آمریکا که بزرگترین بودجه تحقیقاتی محض را بهخود اختصاص میدهد 10 تا 12 میلیارد دلار بودجه در نظر گرفته میشود این بنیاد تحقیق صرف انجام میدهد و تحقیقات کاربردی در مراکز و سازمانهای دیگری مانند وزارت دفاع و وزارت انرژی و سلامت انجام میشود. که بودجه تحقیقاتی جداگانهای دارند. بهطور کلی در بخش پژوهشها و تحقیقات پایهای حدود 25 تا 30 میلیارد دلار و 2برابر این مبلغ در بخش پژوهشهای کاربردی بودجه اختصاص مییابد.
شما در ایران تحصیل کردهاید و طی سالهای اخیر نیز به ایران آمده و در دانشگاههای مختلف حضور داشتهاید. به اعتقاد شما چه تفاوتی میان پروژههای تحقیقاتی، نحوه انجام و نیز بودجههای اختصاص یافته به آن در ایران و آمریکا وجود دارد؟ چرا در ایران تحقیقات کاربردی کم است یا تحقیقات کمتر به مرحله کاربردی میرسند؟
من دانشگاههای صنعتیشریف، تهران، امیرکبیر و بعضی دانشگاههای شهرستانها را بازدید و مشاهده کردهام که محدودیتهای زیادی برای انجام پروژههای تحقیقاتی وجود دارد. البته شاید همین محدودیتها در برخی موارد باعث نوآوریهایی شده و مثلا با بودجههای کمتری تحقیقات پایهای خوبی صورت گرفته است ولی زمانی که تحقیق به مرحله کاربردی شدن میرسد باید تجهیزات مورد نیاز وجود داشته باشد یا برای تامین آن بودجه مناسبی در نظر گرفته شود که در این مرحله متأسفانه به خاطر بودجههای کم، کار به کندی و سرعت پایین پیش میرود و نتایج آن بسیار دیر نمایان میشود یا اصلا متوقف میشود.
به عبارت بهتر انجام تحقیقات کاربردی در ایران بسیار مشکل است در حالی که در پروژههایی که پایهای و محض است و نیازی به تجهیزات خاصی ندارد استادان و دانشجویان ایرانی بسیار خوب درخشیدهاند و پا بهپای دانشجویان در آمریکا پیش میروند. به هر حال عملیاتی کردن پروژهها با محدودیت همراه است که مانع بزرگی بر سر راه پیشرفت و توسعه ایران است.
باید سیستم پیوستهای وجود داشته باشد تا یک تحقیق کاربردی شود. در غیراین صورت حاصل تحقیق فقط چاپ مقاله و فارغالتحصیل شدن دانشجو خواهد بود و هیچ مشکلی از جامعه رفع نخواهد کرد. یک تفاوت دیگر این است که در آمریکا نیاز جامعه، اساس و پایه پروژههای تحقیقاتی را شکل میدهد تا دانشگاهیان با کار روی آنها نیاز جامعه را برآورده کنند، پروژه تحقیقاتی صرفا یک ایده دانشجویی یا عضو هیئت علمی نیست که بعد از انجام تحقیقات و صرف بودجه ندانند آن را در کجا بهکار بگیرند.
بنابراین ابتدا بنیادهای مختلف موجود مثل بنیاد علوم، در جامعه نیازسنجی میکنند و با اولویتبندی نیازها، آنها را بهصورت پروژههایی با بودجههای مناسب در اختیار پژوهشگران در دانشگاهها قرار میدهند. بهعنوان مثال جراحی بدون باز کردن و شکافتن بدن انسان یک نیاز مهم در جامعه است که بهعنوان پروژه تحقیقاتی تعریف و در اختیار من قرار گرفته است. بهطور کلی کاربردی کردن یک تحقیق نیاز به یک زنجیره به هم پیوسته دارد که در اینجا حلقههای زنجیر یکی بعد از دیگری وارد عمل میشوند و به همین دلیل تحقیقات تقریبا به سرعت کاربردی و به صورت محصول نهایی وارد جامعه میشود.
در ایران این زنجیره به خاطر حلقههای مفقود شده از هم گسسته است و بنابراین بسیاری از تحقیقات خوب فقط تا مرحله چاپ مقاله پیش میروند و به نتیجه نمیرسند. من که عضو هیئت تحریریه 2مجله معتبر علمی ( مجله مهندسان مکانیک آمریکا که مطالب آن در زمینه دینامیک و کنترل است و مجله مهندسان برق و الکترونیک که به چاپ مقاله در رشته مکاترونیک میپردازد) هستم مقالات علمی بسیار ارزشمندی از ایران دریافت میکنم ولی نتیجه این مقالات در جامعه ایران مشاهده نمیشود چون اصلا به مرحله بهره برداری نمیرسد.
چرا تبادل تجربیات و انتقال دانش نخبگان ایرانی خارج از کشور با ایران بسیار کم است؟
زیرا این امر مهم اصلا سازمان یافته و ارگانیزه شده نیست بهعنوان مثال من به خاطر علاقهای که به دانشجویان تشنه آموختن ایرانی دارم به جز 2سفر اخیر با هزینه شخصی آمدهام و از دانشگاههای مختلف دیدن کردهام و تبادلاتی با آنها داشتهام ولی در اینجا دانشمندان ایرانی زیادی هستند که به دلایل مختلف فرصت انتقال تجربیات و اطلاعات به آنها داده نمیشود یعنی سیستم خاص یا پایگاههای اطلاعاتی وجود ندارد که این افراد نخبه خارج از ایران و قابلیتهایشان بهطور رسمی شناسایی و از آنها دعوت به همکاری شود و سفرهای مطالعاتی و تحقیقاتی با تسهیلات بیشتری صورت گیرد.
اگر سیستم یکپارچه مدیریتی مناسبی وجود داشته باشد که زمانی که این استادان و متخصصان در ایران هستند در یک چارچوب مشخص و با پرداخت هزینه مناسب از دانش آنها استفاده شود یا دعوت به تدریس شوند دانشجویان مستعد و متخصصان و استادان ایرانی از دانش هموطنانشان در خارج از کشور بهرهمند خواهند شد و این انتقال اطلاعات صورت خواهد گرفت.
اگر این ارتباط بهصورت رسمی و از بالا و بهطور منظم انجام گیرد باعث افزایش ارتباطات علمی با ایرانیان خارج از کشور میشود که نتیجه بسیار خوبی در پی خواهد داشت. این کار نیاز به مدیریت خوب دارد نه سرمایه زیاد. فکر میکنم در میان مسئولان رده بالا یا حتی بخش خصوصی باید همت زیادی بهوجودآید تا این ارتباط افزایش و بهطور مرتب و منظم تداوم یابد و از پراکندگی و غیرمتمرکز بودن آن جلوگیری شود.
درباره من
طبقه بندی موضوعی
- بزرگان ایران امروز (۱۲)
- بزرگان امروزجهان (۵)
- بزرگان ایران دیروز (۴)
- شرکتهای بزرگ دنیا (۴)
- نکته ها و قصه ها (۳۸)
- پیروزی و امید (۳)
- شرکتهای بزرگ ایران (۷)
- داستان عارفان دیروز و امروز (۳)
- موزه های خاص ایران (۶)
- خیرین بزرگ ایرانی (۱)
آخرين عناوين
آرشيو
- آبان ۱۳۹۸ (۲)
- مهر ۱۳۹۸ (۶۲)
- شهریور ۱۳۹۸ (۲۲)